الف) انواع صبر: بر مبنای مفهوم عام و گسترده ای كه برای صبر بیان شد، عالمان اخلاق از جهات مختلف انواع متعددی برای صبر بیان داشته اند كه مهم ترین آنها به اختصار بیان می گردد.
1 . از جهت مفهوم: بر طبق تعاریف پیش گفته، گاهی مراد از صبر، ایجاد هر نوع محدودیت در جاذبه ها و دافعه های نفسانی است كه مفهومی عام است و گاهی مراد از آن صرفاً بازداشتن نفس از اظهار بی تابی و عدم رضایت نسبت به امور ناخوشایند و سختی ها است. بنابراین صبر دارای دو مفهوم است كه گاهی در مفهوم خاص به كار می رود.
2 . از جهت موضوع: صبر در مفهوم عام خود، از حیث موضوع دارای انواع متعددی است: گاهی صبر بر سختی ها و مصیبت ها و عدم اضطراب و پریشانی و حفظ سعه صدر در مقابل آنها است، كه به آن «صبر بر مكروهات» می گویند و در مقابل آن «جزع» و بی قراری وجود دارد. نوع شایع و رایج آن همین قسم است.صبر بر دشواری های جنگ «شجاعت» نام دارد و در مقابل آن «جُبن» و ترس قرار دارد. گاهی در مقابل سركشی و طغیان غضب و خشم است، كه «حِلم» و «كظم غیظ» نام دارد. گاهی صبر، در انجام عبادت است كه در مقابل آن «فسق» قرار داد و به مفهوم عدم پایبندی به عبادات شرعی است. گاهی صبر در برابر شهوات شكم و غریزه جنسی است كه «عفت» نام دارد و در مقابل غریزه دنیاطلبی و زیاده خواهی است كه «زُهد» نام دارد و در مقابل آن «حرص» قرار می گیرد. گاهی نیز صبر بر كتمان اسرار است كه «رازداری» نام دارد.[4]
پیامبر اكرم ـصلی الله علیه واله ـ می فرمایند: صبر سه قسم است 1. صبر به هنگام دیدن مصیبت 2. صبر بر طاعت خدا
3. صبر به هنگام معصیت. بنابراین هركس بر مصیبتی صبر كند وسختی آن را به نیكوئی تحمل نماید خدای نتعال برای وی سیصد درجه می نویسد بطوری كه ما بین هر درجه فاصله ای هست به مقدار فاصله موجود میان آسمان وزمین.وهر كس بر طاعت خدا صبر نماید خدای متعال برای وی ششصد درجه عطا می كند كه ما بین هر درجه فاصله ای هست مثل فاصله موجود میان پائین ترین نقطه زمین تا عرش خدا .وهر كس بر معصیت خدا صبر كند (معصیت خدا را انجام ندهد)خدای متعال برای وی نهصد درجه عنایت می فرماید كه ما بین هر درجه فاصله ای هست مثل مقدار فاصله موجود از پائین ترین نقطه زمین تا منتهای عرش خدا.
3 . از جهت حكم: صبر به اعتبار حكمِ تكلیفی اش به پنج نوع تقسیم می شود: صبر واجب كه در مقابل شهوات و گرایش های حرام است و صبر مستحب كه بر دشواری های انجام مستحبات، است. صبرِ حرام كه بر بعضی آزار و اذیّت ها است؛ مانند صبر در مقابل تجاوز دیگران بر مال، جان و ناموس انسان. صبر در مقابل امور مكروه و ناخوشایند، مانند صبر بر سختی روزه گرفتن در روز عاشورا كه مكروه می باشد. در غیر این موارد صبر مباح است. بنابراین «صبر» همواره امری است پسندیده نیست، بلكه گاهی حرام و مكروه هم می شود.[5]
ب)‌مراتب صبر: برخی از عالمان اخلاق و اهل معرفت برای صبر بر امور ناخوشایند (صبر خاص) سه مرتبه قائل شده اند:
1 . صبر توبه كنندگان، و آن عبارت است از ترك شِكْوه، بی تابی و بی قراری و رفتار غیر طبیعی و پریشان نداشتن؛ 2 . صبر زاهدان؛ یعنی علاوه بر مرتبه اول، بر آنچه نسبت به انسان مقدّر شده از سختی ها و درد و رنج ها، رضایت قلبی داشتن؛ 3 . صبر صدّیقان؛ یعنی علاوه بر دو مرتبه قبل، نسبت به‌ آنچه خداوند در حق انسان مقرر داشته، عشق ورزیدن و آن را دوست داشتن.[6]
ج) ارزش صبر: واژه «صبر» در شكل های مختلف بیش از صدبار در قرآن به كار رفته است كه خود به خود بیانگر اهمیّت این موضوع است. قرآن كریم در بیان علت رسیدن بعضی از بنی اسرائیل به مقام امامت و هدایت مردم می فرماید:
« وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بآیاتِنا یُوقِنُونَ »
و چون شكیبایی كردند و به آیات ما یقین داشتند، برخی از آنان را پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما (مردم را) هدایت می كردند.[7]
و در باب چگونگی پاداش صابران در آخرت، در جایی به‌ آنها وعده پاداشی بهتر از آنچه عمل كرده اند، می دهد:
« وَ لَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا یَعْمَلُونَ »
«و قطعاً كسانی را كه شكیبایی كردند به بهتر از آنچه عمل كردند، پاداش خواهیم داد.»[8] در آیات دیگر در تعیین مقدار پاداش صابران می فرماید:
« أُولئِكَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِما صَبَرُوا وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَهِ السَّیِّئَهَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ »
آنان اند كه به (پاس) آنكه صبر كردند و (برای آنكه) بدی را با نیكی دفع می نمایند و از آنچه روزی شان داده ایم انفاق می كنند، دوبار پاداش خواهند یافت.[9]
در جای دیگر اعلام می دارد كه اجر و پاداش صابران از حدّ و شمارش خارج است و آنها بدون حساب، پاداش دریافت می دارند:
« إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ »
«بی تردید، شكیبایان پاداش خود را بی حساب (و) به تمام خواهند یافت.»[10] همچنین خداوند به صابران وعده همراهی داده است:
« وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ »
«و صبر كنید كه خداوند با شكیبایان است»[11]
« بَلی إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَهِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَهِ مُسَوِّمِینَ »
نصرت و پیروزی را تنها در سایه صبر و شكیبایی میسّر می داند.[12]
« أُولئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ »
هدایت، درود و رحمت پروردگار را به صابران ارزانی می دارد. . [13]
« و الله یحِب الصبرِینَ »
صابران را در زمره دوستان و محبوبان خود یاد می كند.[14]
« فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ »
بارها و بارها به فرستادگان خود و همه انسان ها سفارش به صبر می نماید.[15]
از بندگان خاص خود نقل می كند كه همواره از خداوند درخواست توفیق صبر و شكیبایی می كرده اند.[16] و ده ها مورد دیگر كه همگی بیانگر ارزش والای صبر در نظام اخلاقی اسلام است. امام صادق ـ علیه السّلام ـ نیز می فرماید: «صبر برای ایمان به منزله سر برای بدن است؛ همچنان كه اگر سر برود بدن هم از بین می رود، اگر صبر از كف رود، ایمان نیز از كف می رود. »[17] از امام باقر ـ علیه السّلام ـ در باب اهمیت صبر نقل شده است: «بهشت در پوششی از ناملایمات (و بردباری) است؛ پس هر كه در دنیا بر ناملایمات صبر كند به بهشت رود. و دوزخ در پوشش لذت ها و خواهش های نفس است؛ پس هر كه لذت و خواهش نفس را برآورد، به دوزخ می رود.»[18]
د) آثار صبر: برای صبر آثار فراوان دنیوی و اخروی می توان بر شمرد؛ از جمله امام علی ـ علیه السّلام ـ در بخشی از تحلیل خود نسبت به عزّت و ذلّت برخی اُمم گذشته می فرماید:
چون خدا دید چگونه در راه دوستی او بر آزار شكیبایی اند، و چسان از بیم او ناخوشایندی را تحمّل می نمایند، از تنگناهای بلا، گشایشی برایشان پدید آورد، و از پسِ خواری ارجمندشان فرمود و آرامش را جایگزین بیم كرد.پس پادشاهانِ حكمران شدند و پیشوایان با فرّ و شأن ‌و كرامتِ خدا در حق آنان تا بدان جا رسید كه دیده آرزو نهایت آن را ندید.»[19]
بعضی از عالمان اخلاق صبر را دروازه ورود به مقام رضایت به مقدّرات الهی و مقام رضا را باب رسیدن به وادی محبت پروردگار دانسته اند.[20] بنابراین از آثار مهم صبر در همین دنیا می توان از دستیابی به مقام «رضا» و «محبت» نام برد.
محورهای متعدد دیگری درباره «صبر» قابل طرح است؛ از قبیل مناسبات صبر و شكر، راه های دستیابی به شكیبایی و مانند آن كه به دلیل اختصار از طرح آنها خودداری می شود.
[1] . ر.ك: زیبدی: تاج العروس، ج 7، ص 71؛ راغب اصفهانی:‌مفردات، ص 474؛ ابن منظور: لسان العرب، ح 4، ص 438.
[2] . ر.ك: جوهری: صحاح اللغه، ح 2، ص 706 و طریحی: مجمع البحرین: ج 2، ص 1004.
[3] . راغب اصفهانی: مفردات، ص 474.
[4] . (ر.ك:‌نراقی، محمدمهدی: جامع السعادات، ج 3، ص 280 ـ 281) و هم چنین برخی از عالمان اخلاق، صبر را از این جهت به صبر بر متاع دنیا (سرّاء) و صبر بر بلا (ضرّاء) تقسیم كرده اند. (ر.ك: نراقی: همان، ج 3، ص 293 و 294).
[5] . همان، ج 3، ص 285.
[6] همان،‌ص 284.
[7] . سوره سجده، آیه 24.
[8] . سوره نحل، آیه 96.
[9] . سوره قصص، آیه 54.
[10] . سوره زمر، آیه 10.
[11] . سوره انفال، آیه 46.
[12] . سوره آل عمران، آیه 125.
[13] . سوره بقره، آیه 157.
[14] . سوره آل عمران، آیه 146.
[15] . ر.ك: سوره احقاف، آیه 35.
[16] . ر.ك: سوره بقره، آیه 250-، و سوره اعراف. آیه 126.
[17] . كلینی: كافی، ج 2، ص 89، ح 5.
[18] . همان، ح 7.
[19] . نهج‌البلاغه، خطبه 192.
[20] . ر.ك:‌نراقی، محمدمهدی، جامع السعادات، ج 3، ص 283.

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

صبردراحادیث:


اَلصَّبرُ ثَلاثَةٌ: صَبرٌ عِندَ المُصيبَةِ، وَصَبرٌ عَلَى الطّاعَةِ وَصَبرٌ عَنِ المَعصيَةِ؛


صبر سه نوع است: صبر در هنگام مصيبت، صبر بر طاعت و صبر بر ترك گناه.

كافى، ج2، ص91، ح15
حدیث (2) امام على عليه السلام :

اَلصَّبرُ اَن يَحتَمِلَ الرَّجُلُ ما يَنوبُهُ وَيَكظِمَ ما يُغضِبُهُ؛

صبر آن است كه انسان گرفتارى و مصيبتى را كه به او مى رسد تحمل كند و خشم خود را فرو خورد.

غررالحكم، ج2، ص69، ح1874
حدیث (3) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

عَلامَةُ الصّابِرِ فى ثَلاثٍ: أوَّلُها أن لا يَكسِلَ، وَالثّانيَةُ أن لا يَضجَرَ، وَالثّالِثَةُ أن لا يَشكُوَ مِن رَبِّهِ تَعالى؛ لأِنَّهُ إذا كَسِلَ فَقَد ضَيَّعَ الحَقَّ، وَ إذا ضَجِرَ لَم يُؤَدِّ الشُّكرَ، وَإذا شَكا مِن رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَد عَصاهُ؛

صبور سه نشانه دارد : اول آن كه سستى نمى كند ، دوم آن كه افسرده و دلتنگ نمى شود و سوم آن كه از پروردگار خود شِكوه نمى كند ؛ زيرا اگر سستى كند، حق را ضايع كرده، و اگر افسرده و دلتنگ باشد شكر نمى گذارد و اگر از پروردگارش شكوه كند او را معصيت كرده است .

علل الشرايع، ج2، ص498، ح1
حدیث (4) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَلصَّبرُ أربَعُ شُعَبٍ: اَلشَّوقُ ، وَالشَّفَقَةُ ، وَ الزَّهادَةُ ، وَ التَّرَقُّبُ ، فَمَنِ اشتاقَ إلَى الجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ ، وَ مَن أشفَقَ عَنِ النّارِ رَجَعَ عَنِ المُحَرَّماتِ، وَ مَن زَهِدَ فِى الدُّنيا تَهاوَنَ بِالمُصيباتِ، وَمَنِ ارتَقَبَ المَوتَ سارَعَ فِى الخَيراتِ؛
صبر چهار شعبه دارد : شوق، ترس، زهد و انتظار ، هر كس شوق بهشت داشته باشد ، از هوا و هوس دست مى كشد و هر كس از آتش بترسد، از حرام ها خود را نگه مى دارد و هر كس به دنيا بى اعتنا باشد ، گرفتارى ها را به چيزى نگيرد و هر كس منتظر مرگ باشد ، در كارهاى خير بكوشد .

كنزالعمال، ج1، ص285، ح1388
حدیث (5) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

ثَلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ جَمَعَ اللّه لَهُ خَيرَ الدُّنيا وَالخِرَةِ: اَلرِّضا بِالقَضاءِ وَالصَّبرُ عِندَ البَلاءِ وَالدُّعاءُ عِندَ الشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ؛
كسى كه سه خصلت در او باشد خداوند خير دنيا و آخرت را براى او فراهم مى كند: خشنودى به مقدّرات، صبر در بلا و دعا در سختى و راحتى .

بحارالأنوار، ج68، ص156، ح71
حدیث (6) امام كاظم عليه السلام :

اِصبِر عَلى طاعَةِ اللّه ، وَاصبِر عَن مَعاصِى اللّه ؛ فَإنَّمَا الدُّنيا ساعَةٌ، فَما مَضى مِنها فَلَيسَ تَجِدُ لَهُ سُرورا وَلا حُزنا، وَما لَم يَأتِ مِنها فَلَيسَ تَعرِفُهُ، فَاصبِر عَلى تِلكَ السّاعَةِ الَّتى أنتَ فيها فَكَأَنَّكَ قَدِ اغتَبَطتَ؛

بر طاعت خدا صبر كن و در ترك معاصى او شكيبا باش ؛ زيرا دنيا لحظه اى بيش نيست . آنچه گذشته جاى شادى و غم ندارد و از آنچه نيامده نيز خبرى ندارى . پس لحظه اى را كه در آن به سر مى برى ، صبور باش چنان كه گويى خوشبخت و خوشحالى .

بحارالأنوار، ج75، ص311، ح1
حدیث (7) امام على عليه السلام :

فَصَبرا عَلى دُنيا تَمُرُّ بِلوائِها كَلَيلَةٍ بِأَحلامِها تَنسَلِخُ؛

در برابر دنيايى كه گرفتارى آن، مانند خواب هاى پريشان شب مى گذرد شكيبا باش.

بحارالأنوار، ج40، ص348، ح29
حدیث (8) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

إنَّ المَعونَةَ تَتى مِنَ اللّه عَلى قَدرِ المَؤونَةِ وَإنَّ الصَّبرَ يَتى مِنَ اللّه عَلى قَدرِ المُصيبَةِ؛
براستى كه كمك از جانب خداوند به اندازه هزينه مى رسد و صبر از جانب خداوند به اندازه گرفتارى مى آيد.

كنزالعمال، ج6، ص347، ح15993
حدیث (9) امام على عليه السلام :

إنّكَ إن صَبَرتَ جَرَت عَلَيكَ المَقاديرُ وأنتَ مَأجُورٌ ، وإن جَزِعتَ جَرَت عَلَيكَ المَقاديرُ وأنتَ مَأزورٌ؛
اگر صبر كنى مقدرات الهى بر تو جارى مى شود و اجر خواهى بُرد و اگر بيتابى كنى باز هم مقدرات خداوند بر تو جارى مى شود و گناهكار خواهى بود.

جامع الأخبار، ص316، ح882
حدیث (10) امام على عليه السلام :

اَلصَّبرُ فِى المورِ بِمَنزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدِ، فَاِذا فارَقَ الرَّأسُ الجَسَدَ فَسَدَ الجَسَدُ وَ اِذا فارَقَ الصَّبرُ المورَ فَسَدَتِ المورُ؛

نقش صبر در كارها همانند نقش سر در بدن است؛ همچنان كه اگر سر از بدن جدا شود، بدن از بين مى رود، صبر نيز هرگاه همراه كارها نباشد، كارها تباه مى گردند.

كافى، ج2، ص90، ح9
حدیث (11) امام على عليه السلام :

اَلحِلمُ حِجابٌ مِنَ الافاتِ؛

بردبارى، مانعى در برابر آفت هاست.

غررالحكم، ح720
حدیث (12) امام باقر عليه السلام :

فى قَولِهِ «قُولُوا لِلنّاسِ حُسنا» قال: قُولوا لِلنّاسِ أحسَنَ مَا تُحبّونَ أن يُقالَ لَكُم، فَاِنَّ اللّه عزَّوَجلَّ يُبغِضُ اللَّعّانَ السَّبّابَ الطَّعّانَ عَلىَ المُؤمِنين، اَلفاحِشَ المُتَفَّحِشَ السّائَلَ المُلحِفَ، وَ يُحِبُّ الحَيّى الحَليمَ اَ لعفيفَ المُتعَفِّـفَ؛

درباره اين گفته خداوند كه «با مردم به زبان خوش سخن بگوييد» فرمود: بهترين سخنى كه دوست داريد مردم به شما بگويند، به آنها بگوييد، چرا كه خداوند، لعنت كننده، دشنام دهند، زخم زبان زن بر مؤمنان، زشت گفتار، بدزبان و گداى سمج را دشمن مى دارد و با حيا و بردبار و عفيفِ پارسا را دوست دارد.

امالى صدوق، ص326
حدیث (13) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

لأَِميرِ المُؤمِنين عليه السلام أَلا اُخبِرُكُم، بِأَشبَهِكُم بى خُلقا؟ قالَ: بَلى يا رَسولَ اللّه قالَ: أَحسَنُكُم خُلقا، وَأَعظَمُكُم حِلما، وَأَبَرُّكُم بِقَرابَتِهِ وَأشَدُّكُم مِن نَفسِهِ إِنصافا؛
به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: آيا تو را خبر ندهم كه اخلاق كدام يك از شما به من شبيه تر است؟ عرض كردند: آرى، اى رسول خدا. فرمودند: آن كس كه از همه شماخوش اخلاق تر و بردبارتر و به خويشاوندانش نيكوكارتر و با انصاف تر باشد.

مكارم الاخلاق، ص442
حدیث (14) امام على عليه السلام :

إِنَّ العَبدَ لَيَحرُمُ نَفسَهُ الرِّزقَ الحَلالَ بِتَركِ الصَّبرِ، وَلا يُزادُ عَلى ما قُدِّرَ لَهُ؛
بنده به سبب بى صبرى، خودش را از روزى حلال محروم مى كند و بيشتر از روزى مقدّر هم نصيبش نمى شود.

شرح نهج البلاغه، ج3، ص160
حدیث (15) امام على عليه السلام :

اَلحِلمُ يُطفى نارَ الغَضَبِ وَالحِدَّةُ تُؤَجِّجُ إِحراقَهُ؛
بردبارى آتش خشم را فرو مى نشاند و تندى آن را شعله ورتر مى كند.

غررالحكم، ج2، ص123، ح20632
حدیث (16) امام على عليه السلام :

مَن غاظَكَ بِقُبحِ السَّفَهِ عَلَيكَ، فَغِظهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنهُ؛
هر كس با زشتىِ سبكسرى تو را خشمگين كرد تو با زيبايى بردبارى او را به خشم آور.

غررالحكم، ج5، ص333، ح8620
حدیث (17) امام صادق عليه السلام :

ثَلاثَةٌ لاتُعرَفُ إِلاّ فى ثَلاثِ مَواطِنَ: لايُعرَفُ الحَليمُ إِلاّ عِندَ الغَضَبِ وَلاَ الشُّجاعُ إِلاّ عِندَ الحَربِ وَلا أَخٌ إِلاّ عِندَ الحاجَةِ؛
سه كس اند كه جز در سه جا شناخته نمى شوند: بردبار جز در هنگام خشم، شجاع جز در جنگ و برادر جز در هنگام نيازمندى.

بحارالأنوار، ج78، ص229، ح9
حدیث (18) امام على عليه السلام :

أَشرَفُ الخَلائِقِ التَّواضُعُ وَالحِلمُ وَلينُ الجانِبِ؛
شريف ترين اخلاق، تواضع، بردبارى و نرم خويى است.

غررالحكم، ج2، ص442، ح3223
حدیث (19) امام صادق عليه السلام :

اَلحِلمُ سِراجُ اللّه ... وَالحِلمُ يَدورُ عَلى خَمسَةِ أَوجُهٍ: أَن يَكونَ عَزيزا فَيَذِلَّ أَو يَكونَ صادِقا فَيُتَّهَمَ أَو يَدعُوَ إِلَى الحَقِّ فَيُستَخَفَّ بِهِ أَو أَن يُؤذى بِلا جُرمٍ أَو أَن يُطالِبَ بِالحَقِّ وَيُخالِفوهُ فيهِ، فَإِن آتَيتَ كُلاًّ مِنها حَقَّهُ فَقَد آصَبتُ... ؛
بردبارى چراغ خداست... پنج چيز است كه بردبارى مى طلبد: شخص عزيز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت كند و سبكش بشمارند، بى گناه باشد و اذيت شود، حق طلبى كند و با او مخالفت كنند. اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار كنى، بردبار هستى... .

بحارالأنوار، ج71، ص422، ح61
حدیث (20) امام على عليه السلام :

اَلحِلمُ غِطاءٌ ساتِرٌ وَالعَقلُ حِسامٌ قاطِعٌ، فَاستُر خَلَلَ خَلقِكَ بِحِلمِكَ وَقاتِل هَواكَ بِعَقلِكَ؛
بردبارى پرده اى پوشاننده و عقل شمشيرى برنده است، پس عيبهاى اخلاقى خود را با بردبارى بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخيز.

نهج البلاغه، حكمت 424
حدیث (21) امام على عليه السلام :

إن لَم تَكُن حَليما فَتَحَلَّم فَإِنَّهُ قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ إِلاّ أَوشَكَ أَن يَكونَ مِنهُم؛
اگر بردبار نيستى خود را بردبار جلوه ده، زيرا كمتر كسى است كه خود را شبيه گروهى كند و بزودى يكى از آنان نشود.

نهج البلاغه، حكمت 207
حدیث (22) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

كادَ الحَليمُ أَن يَكونَ نَبيّا؛

آدم بردبار به پيامبرى نزديك است.

بحارالأنوار، ج43، ص70، ح61
حدیث (23) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

لَيسَ بِحَليمٍ مَن لَم يُعاشِر بِالمَعرُوفَ مَن لابُدَّ لَهُ مِن مُعاشَرَتِهِ حَتّى يَجعَلَ اللّه مِن ذلِكَ مَخرَجا؛
بردبار نيست آن كه با كسى كه چاره اى جز معاشرت با او ندارد به نيكى معاشرت نكند تا اين كه خداوند براى او راه نجاتى از معاشرت با وى فراهم آورد.

كنزالعمال، ج3، ص130، ح5815
حدیث (24) امام على عليه السلام :

لَيسَ الحَليمُ مَن عَجَزَ فَهُجِمَ وَإِذا قَدَرَ انتَقَمَ، إِنَّمَا الحَليمُ مَن إِذا قَدَرَ عَفا وَكانَ الحِلمُ غالِبا عَلى كُلِّ أَمرِهِ؛
كسى كه چون ناتوان شود هجوم برد و چون قدرت يابد انتقام گيرد بردبار نيست، بلكه بردبار كسى است كه قدرت داشته باشد اما گذشت كند و بردبارى بر تمامى امور او غالب باشد.

غررالحكم، ج5، ص91، ح7529
حدیث (25) امام على عليه السلام :

مَن حَلَمَ عَن عَدُوِّهِ ظَفِرَ بِهِ؛
هر كس در مقابل دشمن بردبار باشد بر او پيروز مى شود.

كنزالفوائد، ص147
حدیث (26) امام على عليه السلام :

مَن غاظَكَ بِقُبحِ السَّفَهِ عَلَيكَ، فَغِظهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنهُ؛
هر كس با زشتىِ سبكسرى تو را خشمگين كرد تو با زيبايى بردبارى او را به خشم آور.

غررالحكم، ج5، ص333، ح8620
حدیث (27) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

فَأَمَّا الحِلمُ فَمِنهُ رُكوبُ الجَميلِ، وَ صُحبَةُ البرارِ وَ رَفعٌ مِنَ الضَّعَةِ وَ رَفعٌ مِن الخَساسَةِ وَ تَشَهِّى الخَيرِوَتَقَرُّبُ صاحِبِهِ مِن مَعالِى الدَّرَجاتِ وَ العَفوُ وَ المَهَلُ وَ المَعروفُ وَ الصَّمتُ فَهذا ما يَتَشَعَّبُ لِلعاقِلِ بِحِلمِهِ؛
حاصل بردبارى: آراسته شدن به خوبيها، هم نشينى با نيكان، ارجمند شدن، عزيز گشتن، رغبت به نيكى، نزديك شدن بردبار به درجات عالى، گذشت، آرامش و تأنى، احسان و خاموشى. اينها ثمره بردبارى عاقل است.

تحف العقول، ص16
حدیث (28) امام رضا علیه السلام:

لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا؛

هیچ بنده اى حقیقت ایمانش را کامل نمى کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبت ها و بلاها.

بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1
حدیث (29) امام على عليه‏السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ... إذا أَصابَتهُ شِدَّةٌ صَبَرَ... وَالمُنافِقُ إِذا أصابَتهُ شِدَّةٌ ضَغا؛

مؤمن در گرفتارى صبور است، و منافق در گرفتارى بى‏تاب.

تحف العقول، ص212
حدیث (30) امام على عليه‏ السلام :

خَيرُ النّاسِ مَن اِن اُغضِبَ حَلُمَ وَ اِن ظُلِمَ غَفَرَ وَ اِن اُسى‏ءَ اِلَيهِ اَحسَنَ؛

بهترين مردم كسى است كه اگر او را به خشم آورند، بردبارى نمايد و چنانچه به او ظلم شود، ببخشايد و چون به او بدى شود، خوبى كند.

غررالحكم، ج3، ص 430، ح 5000
حدیث (31) امام صادق عليه‏ السلام :

اَلحِلمُ سِراجُ اللّه‏ِ... وَالحِلمُ يَدورُ عَلى خَمسَةِ أَوجُهٍ: أَن يَكونَ عَزيزا فَيَذِلَّ أَو يَكونَ صادِقا فَيُتَّهَمَ أَو يَدعُوَ إِلَى الحَقِّ فَيُستَخَفَّ بِهِ أَو أَن يُؤذى بِلا جُرمٍ أَو أَن يُطالِبَ بِالحَقِّ وَيُخالِفوهُ فيهِ، فَإِن آتَيتَ كُلاًّ مِنها حَقَّهُ فَقَد اَصَبتَ... ؛

بردبارى چراغ خداست... پنج چيز است كه بردبارى مى‏طلبد: شخص عزيز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت كند و سبكش بشمارند، بى‏گناه باشد و اذيت شود، حق‏طلبى كند و با او مخالفت كنند. اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار كنى، بردبار هستى... .

بحارالأنوار، ج 71، ص 422، ح61
حدیث (32) امام على عليه‏ السلام :

اِحتَمِل ما يَمُرُّ عَلَيكَ فَاِنَّ الحتِمالَ سِترُ العُيوبِ وَ اِنَّ العاقِلَ نِصفُهُ اِحتِمالٌ وَ نِصفُهُ تَغافُلٌ؛

در برابر آنچه بر تو مى‏گذرد، بردبار باش، زيرا بردبارى، عيب‏ها را مى‏پوشاند. به راستى كه نيمى از عقل، بردبارى و نيمه ديگرش خود را به غفلت زدن است.

غررالحكم، ح 2378
حدیث (33) امام على عليه‏ السلام :

اَلصَّبرُ فِى المورِ بِمَنزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدِ، فَاِذا فارَقَ الرَّأسُ الجَسَدَ فَسَدَ الجَسَدُ وَ اِذا فارَقَ الصَّبرُ المورَ فَسَدَتِ المورُ؛

نقش صبر در كارها همانند نقش سر در بدن است؛ همچنان كه اگر سر از بدن جدا شود، بدن از بين مى‏رود، صبر نيز هرگاه همراه كارها نباشد، كارها تباه مى‏گردند.

كافى، ج 2، ص 90، ح 9
حدیث (34) پيامبر اکرم (ص) :

اَطعِمُوا المَرأَةَ فى شَهرِها الَّذى تَلِدُ فيهِ التَّمرَ فَاِنَّ وَلَدَها يَكونُ حَليما نَقيّا ؛

به زن، در ماهى كه زايمان كرده ، خرما بدهيد ، چرا كه فرزند او بردبار و پاك مى‏شود.

مكارم الأخلاق ، ص 169
حدیث (35) پيامبر اکرم (ص) :

ثَلاثٌ مَن لَم تَكُن فيهِ فَلَيسَ مِنّى وَ لا مِنَ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ. قيلَ: يا رَسولَ اللّه‏ِ، وَ ما هُنَّ؟ قالَ: حِلمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ وَ حُسنُ خُلقٍ يَعيشُ بِهِ فِى النّاسِ وَ وَرَعٌ يَحجُزُهُ عَن مَعاصِى اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ؛

سه چيز است كه هر كس نداشته باشد نه از من است و نه از خداى عزّوجلّ. عرض شد: اى رسول خدا! آنها كدامند؟ فرمودند: بردبارى كه به وسيله آن جهالت نادان را دفع كند، اخلاق خوش كه با آن در ميان مردم زندگى كند و پارسايى كه او را از نافرمانى خدا باز دارد.

خصال، ص 145، ح 172
حدیث (36) امام صادق عليه ‏السلام :

كَمالُ الدَبِ وَالمُروءَةِ سَبعُ خِصالٍ : اَلعَقلُ وَ الحِلمُ ، وَالصَّبرُ ، وَالرِّفقُ ، وَالصَّمتُ ، وَحُسنُ الخُلقِ وَ المُداراةُ؛

كمال ادب و مروت در هفت چيز است: عقل، بردبارى، صبر، ملايمت، سكوت، خوش‏اخلاقى و مدارا.

بحار الأنوار ، ج 84 ، ص 325، ح 14
حدیث (37) امام على عليه ‏السلام :

اِنَّكَ مُقَوَّمٌ بِاَدَبِكَ فَزَيِّنهُ بِالحِلمِ؛

تو با ادبت ارزش‏گذارى مى‏شوى، پس آن را با بردبارى زينت بخش.

مشكاة الأنوار، ص 239، ح 689
حدیث (38) پيامبر اکرم (ص) :

اَلعَدلُ حَسَنٌ وَلكِن فِى المَراءِ اَحسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلكِن فِى الغنياءِ اَحسَنُ، اَلوَرَعُ حَسَنٌ وَلكِن فِى العُلَماءِ اَحسَنُ، اَلصَّبرُ حَسَنٌ وَلكِن فِى الفُقَراءِ اَحسَنُ، اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلكِن فِى الشَّبابِ اَحسَنُ، اَلحَياءُ حَسَنٌ وَلكِن فِى النِّساءِ اَحسَنُ؛

عدالت نيكو است اما از دولتمردان نيكوتر، سخاوت نيكو است اما از ثروتمندان نيكوتر؛ تقوا نيكو است اما از علما نيكوتر؛ صبر نيكو است اما از فقرا نيكوتر، توبه نيكو است اما از جوانان نيكوتر و حيا نيكو است اما از زنان نيكوتر.

نهج الفصاحه، ح 2006
حدیث (39) امام صادق عليه ‏السلام :

ايّاكَ وَ خَصلَتَينِ: اَلضَّجَرَ وَ الكَسَلَ، فَاِنَّكَ اِن ضَجِرتَ لَم تَصبِر عَلى حَقٍّ وَ اِن كَسِلتَ لَم تُؤَدِّ حَقّا؛

از دو خصلت بپرهيز: بى‏حوصلگى و تنبلى، زيرا اگر كم‏حوصله باشى بر حق شكيبايى نكنى و اگر سست و تنبل باشى حقّى را ادا نكنى.

امالى صدوق، ص 636
حدیث (40) پيامبر اکرم (ص) :

ألا اُخبِرُكُم بِاَشبَهِكُم بى؟ قَالوا: بَلى يا رَسولَ اللّه‏ِ. قالَ: اَحسَنُكُم خُلقا وَ اَليَنُكُم كَنَفا وَ اَبَرُّكُم بِقَرَابَتِهِ وَ اَشَدُّكُم حُبّا لاِِخوانِهِ فى دينِهِ وَ اَصبَرُكُم عَلَى الحَقِّ وَ اَكظَمُكُم لِلغَيظِ وَ اَحسَنُكُم عَفوا وَ اَشَدُّكُم مِن نَفسِهِ اِنصافا فِى الرِّضا وَ الغَضَبِ؛

آيا شما را از شبيه ترينتان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمودند: هر كس خوش اخلاق‏تر، نرم‏خوتر، به خويشانش نيكوكارتر، نسبت به برادران دينى‏اش دوست‏دارتر، بر حق شكيباتر، خشم را فروخورنده‏تر و با گذشت‏تر و در خرسندى و خشم با انصاف ‏تر باشد.

كافى، ج 2، ص 240، ح 35
حدیث (41) پيامبر اکرم (ص) :

خَمسٌ مِن سُنَنِ المُرسَلينَ: لحَياءُ وَ الحِلمُ وَ الحِجامَةُ وَ السِّواكُ وَ التَّعَطُّرُ؛

پنج چيز از سنت پيغمبران است: حيا، بردبارى، حجامت كردن، و مسواك و عطر زدن.

نهج الفصاحه، ح 1463
حدیث (42) ابن شهر آشوب :

كانَ النَّبىّ اکرم (ص) قَبلَ المَبعَثِ مَوصوفا بِعِشرينَ خَصلَةً مِن خِصالِ الاَنبياءِ لَوِ انفَرَدَ واحِدٌ بِاَحَدِها لَدَلَّ عَلى جَلالِهِ فَكَيفَ مَنِ اجتَمَعَت فيهِ؟! كانَ نَبيّا اَمينا، صادِقا، حاذِقا، اَصيلاً، نَبيلاً، مَكينا، فَصيحا، عاقِلاً، فاضِلاً، عابِدا، زاهِدا، سَخيا، كميا، قانِعا، مُتَواضِعا، حَليما، رَحيما، غَيورا، صَبورا، مُوافِقا، مُرافِقا، لَميُخالِط مُنَجِّما وَ لا كاهِنا و لا عَيافا؛

رسول اكرم اکرم (ص) پيش از مبعوث شدن، بيست خصلت از خصلت‏هاى پيامبران را دارا بودند، كه اگر كسى يكى از آنها را داشته باشد، دليل عظمت اوست؛ چه رسد به كسى كه همه آنها را دارا باشد، آن حضرت پيامبرى امين، راستگو، ماهر، اصيل، شريف، استوار، سخنور، عاقل، با فضيلت، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلير و با شهامت، قانع، متواضع، بردبار، مهربان، غيرتمند، صبور، سازگار، و نرم‏خو بودند و با هيچ منجّم (قائل به تأثير ستارگان)، غيب‏گو و پيش‏گويى هم‏نشين نبودند.

المناقب لابن شهر آشوب، ج 1، ص 123
حدیث (43) امام حسن عسکری (ع) :

الجَهلُ خَصمٌ، وَالحِلمُ حُكمٌ.

نادانى دشمن است و بردبارى حكمرانى است.

خرد گرايى، ص 268، ح 833
حدیث (44) امام حسن علیه السلام:

اَلخَیرُ الَّذِی لا شَرَّ فِیهِ، اَلشُّکرُ مَعَ النِّعمَة وَ الصَّبرُ عَلَی النّازِلَة؛

خیری که هیچ شری در آن نیست ، شکر بر نعمت و صبر بر مصیبت ناگوار است .

تحف العقول، ص 237
حدیث (45) امام علی علیه السلام:

لا یَعدَمُ الصَبورُ الظَّفَرَ و اِن طالَ بِهِ الزَّمان؛

شخص صبور پیروزی را از دست نمی دهد و عاقبت به پیروزی می رسد اگر چه زمانی طولانی بر او بگذرد.

جهاد النفس، ح251
حدیث(46) امام علی علیه السلام:

مَن لَم یُنجهِ الصَّبرُ أهلَکَهُ الجَزَعُ؛

کسی که صبر وی را نجات نبخشد، جزع و بی تابی وی را از پای در می آورد.

جهادالنفس، ح252
حدیث(47) امام علی علیه السلام:

ألحِلمُ وَ ألاناةَ تَوأمانِ تُنتِجُهَما عُلو الهِمَّةِ.
بردباری و وقار دو همزادند که از بلندی همّت زاده می شوند.

بحارالانوار ج68 ص42
حدیث (48) امام محمد باقر عليه‏السلام :

ما شیبَ شیءٌ بشیءٍ اَحسن مِن حِلمٍ بعلمٍ؛

چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد.

(بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 172 )
حدیث (49) امام صادق عليه ‏السلام :

فى قول الله عزوجل: «واستعينوا بالصبر و الصلوة‏» قال: الصبر الصوم؛

خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3)

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 13:6  توسط جهانتیغ  |